فرشته نیستم، انسانم

متن مرتبط با «اشعار زیبا از سعدی» در سایت فرشته نیستم، انسانم نوشته شده است

به نام خداوند دانش نواز

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • به نام خداوند دانش نواز)لینک شعر(

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان/ کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

  • نیلوبلاگ

    خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان/کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانانبر عقل من بخندی گر در غمش بگریم/کاین کارهای مشکل افتد به کارداناندل داده را ملامت گفتن چه سود دارد/میباید این نصیحت کردن به دلستاناندامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو/تا دامنت نگیرد دست خدای خوانانمن ترک مهر اینان در خود نمیشناسم/بگذار تا بیاید بر من جفای آنانروشن روان عاشق از تیره شب ننالد/داند که روز گردد روزی شب شبانانباور مکن که من دست از دامنت بدارم/شمشیر نگسلاند پیوند مهربانانچشم از تو برنگیرم ور میکشد رقیبم/مشتاق گل بسازد با ...

    ادامه مطلب
  • شعری زیبا و پر مفهوم از استاد سخن سعدی

  • نیلوبلاگ

    من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم/حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشمتو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری/که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشمخویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم/که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشمهرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد/که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشمهرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی/مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشمگذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت/مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشمگر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد/گو بیامرز که من حامل اوز...

    ادامه مطلب
  • ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان/در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان

  • نیلوبلاگ

    ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهاندر گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسماناین بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرسهر لحظه ای نفس و نفس سر می کشد درلا مکان*************************زین شمع های سرنگون زین پرده های نیلگونخلقی عجب آید برون تا غیبها گردد عیانزین چرخ دولابی ترا آمدگران خوابی ترافریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران*************************ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شوای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبانهرسوی شمع و مشعله هرسوی بانگ و مشغلهکامشب جهان حامله زاید جهان جاو...

    ادامه مطلب
  • شعری زیبا

  • نیلوبلاگ

    نفر هست که میدونم میشنوه درده دلامومیگیره دستمو اروم همیشه داره هوامویه نفر هست ک امیدم رو نمیذاره بمیرهشب و روزش بشم اینجا توی این سینه اسیرهوقتی دل دادی میفهمی عاشقی دردی قشنگهدور خونه ی عزیزت وقتی میگردی قشنگهنمیذاره پا بذاره توی چشمای تو بارونپشت تو کوهه نمیری وقتی پرمیکشی بااونxa0پر میکشی با اونیه نفر هست که محاله منو جایی جا بذارهتا ببینه بی قرارم می بینم اون بی قرارهمن هنوز چیزی نگفتم همه حرفامو میدونهتا میاد از توی چشمام خودشو زود میرسونهوقتی دل دادی میفهمی عاشقی دردی قشنگهدور خونه ی عزی...

    ادامه مطلب
  • باید یه حس تازه ای ما بین ما باشه...

  • نیلوبلاگ

    پاییزم انگار از موندن پشیمونه یلدا شروع قصه ی خوب زمستونهقلبی که عاشق شد تو فصل سرد عشق از رفتن بارون پاییزی هراسونهباید یه حس تازه ای مابین ما باشه روزای خوبی بعد از این ها پیش رو مونهآسون نبود اما من بغضمو خوردم این سختی ها حالا با تو چه آسونهاین سختی ها حالا با تو چه آسونهپاییزم انگار از موندن پشیمونه یلدا شروع قصه ی خوب زمستونهپاییز فصل عاشقی بود و نفهمیدی این راز پشت تیره گی ابر میمونهباید یه حس تازه ای مابین ما باشه روزای خوبی بعد از این ها پیش رو مونهآسون نبود اما من بغضمو خوردم این سختی ...

    ادامه مطلب
  • به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم

  • نیلوبلاگ

    به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شهیه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه ی بن بستیه کاری کن برای ما – یه مایی هنوزم هستبه من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارممن از احساس شک کردن به احساس تو بیزارمتو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاریتو هم شاید نمیدونی چه احساسی به من داریگریزی جز شکستن نیست منم مثل تو میدونمنگو باید برید از عشق نی میتونی نه میتونمبه من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارممن از احساس شک کردن به احساس تو بیزارمتو هم شاید شبیه من تو این ب...

    ادامه مطلب
  • کار کنیم زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

  • نیلوبلاگ

    چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت. ...

    ادامه مطلب
  • اشک تنهایی قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج میکند

  • نیلوبلاگ

    گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیمکه هوس می کردم سر سنگینم راکه پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارمآرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگیکه در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودمگفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟گفت: عزیزتر از...

    ادامه مطلب
  • مرا خود با تو چیزی در میان هست/ و گرنه روی زیبا در جهان هست

  • نیلوبلاگ

    مرا خود با تو چیزی در میان هست/ و گر نه روی زیبا در جهان هستوجودی دارم از مهرت گدازان/ وجودم رفت و مهرت همچنان هستمبر ظن کز سرم سودای عشقت/ رود تا بر زمینم استخوان هستاگر پیشم نشینی دل نشانی/ و گر غایب شوی در دل نشان هستبه گفتن راست ناید شرح حسنت / ولیکن گفت خواهم تا زبان هستندانم قامتست آن یا قیامت/ که میگوید چنین سرو روان هستتوان گفتن به مه مانی ولی ماه/ نپندارم چنین شیرین دهان هستبجز پیشت نخواهم سر نهادن/ اگر بالین نباشد آستان هستبرو سعدی که کوی وصل جانان/ نه بازاریست کان جا قدر جان هست...

    ادامه مطلب
  • تکه های زیبای شعر سام و زال و سیمرغ

  • نیلوبلاگ

    فرود آمد از ابر سیمرغ و چنگ/بزد برگرفتش از آن گرم سنگببردش دمان تا به البرز کوه/ که بودش بدانجا کنام و گروهسوی بچگان برد تا بشکرند/ بدان نالهٔ زار او ننگرندببخشود یزدان نیکیدهش/ کجا بودنی داشت اندر بوشنگه کرد سیمرغ با بچگان/ بران خرد خون از دو دیده چکانشگفتی برو بر فگندند مهر/ بماندند خیره بدان خوب چهر چنین داد پاسخ که گر تاج و گاه/ ببیینی و رسم کیانی کلاه فرامش مکن مهر دایه ز دل/ که در دل مرا مهر تو دلگسل...

    ادامه مطلب
  • اشعار زیبا سعدی

  • نیلوبلاگ

    صد بار بگفتم به غلامان درت/ تا آینه دیگر نگذارند برتترسم که ببینی رخ همچون قمرت/ کس باز نیاید دگر اندر نظرت چو به بودی طبیب از خود میازار/ که بیماری توان بودن دگر بارچو باران رفت بارانی میفکن/ چو میوه سیر خوردی شاخ مشکنچو خرمن برگرفتی گاو مفروش/ که دون همت کند منت فراموشمنه بر روشنایی دل به یک بار/ چراغ از بهر تاریکی نگه دارنشاید کآدمی چون کرهٔ خر/ چو سیر آمد نگردد گرد مادروفاداری کن و نعمت شناسی/ که بد فرجامی آرد نا سپاسیجزای مردمی جز مردمی نیست/ هر آنکو حق نداند آدمی نیستوگر دانی که بدخویی کن...

    ادامه مطلب