فرشته نیستم، انسانم

متن مرتبط با «ای امید آخرین فاطمه» در سایت فرشته نیستم، انسانم نوشته شده است

سیمای خودم

  • نیلوبلاگ

    سیمای خودم در آینه دیدم باز / دیدم که به چین هزارها ناز و نیازگفتم که تا به کی اینقدر ماز و ریاض / آه این دل من گشته پر از آز ریاض سهشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹اصفهانسجاد نوروزی "طبیبِ حبیب"...

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    xa0امروز اول پاییزپیاده روهای سنگ فرش تنهایی را قدم زده امکوچه های سرد، بی عابر را گذشته امدر دل هایم را با خودم نجوا کرده ام..مشق های بی کسیم را، در دفتر صدبرگصدبار مشق کرده ام...همچون قناری محبوس در قفسبغض راه گلویم را سد کرد و آواز نخوانده امتنها از لای میله ها خیره ام، به پهنای دشتی که حسرت پرواز در آنسال هاست در دلم نبض تند و پرطپش است.امروز اول پاییزیادم بماند که بدنیا آمده امیادم بماند که زنده امیادم بماند هنوز باید زندگی کنمیادم بماند خزان بی بازگشت برای همیشه از آن من است...امروز اول پ...

    ادامه مطلب
  • نه خاطر تماشا و نه هوای باغ دارم(رباعی)

  • نیلوبلاگ

    نه خاطر تماشا و نه هوای باغ دارم/که دلی به این یکرنگی به هوای یار دارم نه زبان عشق گفتن، نه توان دلبریدن/که ببایدم بگریی که دلی چه حال دارم شاعر: سجاد نوروزی "طبیب حبیب" ...

    ادامه مطلب
  • هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت

  • نیلوبلاگ

    هوای زمزمه هایتکجاست بارشی از ابر مهربان صدایت ؟/که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایتبه قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه/هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایتتهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت/چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایتچگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست/که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایتهزار عاشق دیوانه در من است که هرگز/به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایتدل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست/اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایتهنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟/که عشق را همه جان دادن ا...

    ادامه مطلب
  • ما و بی مهری هایمان نابودمانی ها میکنیم )رباعی(

  • نیلوبلاگ

    کاش میشد بی هیچ منت مهربانی ها کنیم/کاش میشد تنها با عشق زندگانی ها کنیمشاعران ما باید این را یادمانی ها کنیم/ما و بی مهری هایم نابودمانی ها میکنیم شاعر: سجاد نوروزی "طبیب حبیب"...

    ادامه مطلب
  • طبیب و حبیب محبوب خداییم(رباعی)

  • نیلوبلاگ

    طبیب و حبیب محبوب خداییم/که خوبی های خود را خوب داریماگر همت بداریم و حمیت را ببانیم/ز او لطف و توجه برنتابیم شاعر: سجاد نوروزی "طبیب حبیب"...

    ادامه مطلب
  • نامه ای به مولایم

  • نیلوبلاگ

    نامه ای از یک خطا کار به امام عصر(عج)آقای من سلاممنم،همان که در به در دنبال شما میگردد و تنها نشان از بی نشانیه شما می یابد.من اهل زمینم ;خاکی، بی کس و بی ریا شاید هم با ریا نمی دانم که چه هستم ولی می دانم که دلی دارم که سرچشمه و نشآت گرفته از دلی پاک است و سبب شده تا پاکی همواره همراه من باشد حتی در اوج گناه و شاید هم همین دل باعث می شده که گاه گاه دست از گناه بردارم .عزیز دل زهرانمی دانم که چه م...

    ادامه مطلب
  • و خدایی که همین نزدیکی است...

  • نیلوبلاگ

    اهل کاشانم/ روزگارم بد نیست/ تکه نانی دارم/ خرده هوشی/ سر سوزن ذوقی/ مادری دارم بهتر از برگ درخت/ دوستانی بهتر از آب روان/ و خدایی که در این نزدیکی است، لای این شب بوها/ پای آن کاج بلند/ روی آگاهی آب/ روی قانون گیاه.اهل کاشانم/ پیشه ام نقاشی است/ گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ/ می فروشم به شما/ تا به آواز شقایق که در آن زندانی است/ دل تنهایی تان تازه شود.من مسلمانم/ قبله ام یک گل سرخ/ جانمازم، چشمه/...

    ادامه مطلب
  • یکی این آقا محسن را جمع کند

  • نیلوبلاگ

    یکی این آقا محسن را جمع کندهمین طور دارد پهن می شود در سراسر عالم !سری داده و خواب را از سر تمام غفلت زده های عالم پرانده ، نظم و قاعده ی دنیا را به هم می ریخته، همه را خجالت زده حساب و کتاب و اعمال و رفتار خودش کرده است.شعله ای گرفته دستش، افتاده به دل اهالی دنیا. چپ و راست نمی شناسد، اصلاح طلب و اصولگرا، ایرانی و غیر ایرانی، مسلمان و غیر مسلمان نمی شناسد. همه را به خط کرده.از همه دارد جلو می زن...

    ادامه مطلب
  • خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان/ کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

  • نیلوبلاگ

    خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان/کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانانبر عقل من بخندی گر در غمش بگریم/کاین کارهای مشکل افتد به کارداناندل داده را ملامت گفتن چه سود دارد/میباید این نصیحت کردن به دلستاناندامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو/تا دامنت نگیرد دست خدای خوانانمن ترک مهر اینان در خود نمیشناسم/بگذار تا بیاید بر من جفای آنانروشن روان عاشق از تیره شب ننالد/داند که روز گردد روزی شب شبانانباور مکن که من دست از دامنت بدارم/شمشیر نگسلاند پیوند مهربانانچشم از تو برنگیرم ور میکشد رقیبم/مشتاق گل بسازد با ...

    ادامه مطلب
  • ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان/در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان

  • نیلوبلاگ

    ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهاندر گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسماناین بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرسهر لحظه ای نفس و نفس سر می کشد درلا مکان*************************زین شمع های سرنگون زین پرده های نیلگونخلقی عجب آید برون تا غیبها گردد عیانزین چرخ دولابی ترا آمدگران خوابی ترافریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران*************************ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شوای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبانهرسوی شمع و مشعله هرسوی بانگ و مشغلهکامشب جهان حامله زاید جهان جاو...

    ادامه مطلب
  • باید یه حس تازه ای ما بین ما باشه...

  • نیلوبلاگ

    پاییزم انگار از موندن پشیمونه یلدا شروع قصه ی خوب زمستونهقلبی که عاشق شد تو فصل سرد عشق از رفتن بارون پاییزی هراسونهباید یه حس تازه ای مابین ما باشه روزای خوبی بعد از این ها پیش رو مونهآسون نبود اما من بغضمو خوردم این سختی ها حالا با تو چه آسونهاین سختی ها حالا با تو چه آسونهپاییزم انگار از موندن پشیمونه یلدا شروع قصه ی خوب زمستونهپاییز فصل عاشقی بود و نفهمیدی این راز پشت تیره گی ابر میمونهباید یه حس تازه ای مابین ما باشه روزای خوبی بعد از این ها پیش رو مونهآسون نبود اما من بغضمو خوردم این سختی ...

    ادامه مطلب
  • به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم

  • نیلوبلاگ

    به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شهیه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه ی بن بستیه کاری کن برای ما – یه مایی هنوزم هستبه من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارممن از احساس شک کردن به احساس تو بیزارمتو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاریتو هم شاید نمیدونی چه احساسی به من داریگریزی جز شکستن نیست منم مثل تو میدونمنگو باید برید از عشق نی میتونی نه میتونمبه من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارممن از احساس شک کردن به احساس تو بیزارمتو هم شاید شبیه من تو این ب...

    ادامه مطلب
  • کار کنیم زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

  • نیلوبلاگ

    چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت. ...

    ادامه مطلب
  • ای آخرین امید عالم بیا

  • نیلوبلاگ

    ای آخرین امید عالم بیا ...

    ادامه مطلب
  • خرم آنکس که در این محنتگاه/ خاطری را سبب تسکین است

  • نیلوبلاگ

    اینکه خاک سیهش بالین است/ اختر چرخ ادب پروین استگر چه جز تلخی از ایام ندید/ هر چه خواهی سخنش شیرین استصاحب آنهمه گفتار امروز/ سائل فاتحه و یاسین استدوستان به که ز وی یاد کنند/ دل بی دوست دلی غمگین استخاک در دیده بسی جان فرساست/ سنگ بر سینه بسی سنگین استبیند این بستر و عبرت گیرد/ هر که را چشم حقیقت بین استهر که باشی و زهر جا برسی/خرین منزل هستی این استآدمی هر چه توانگر باشد/xa0 چو بدین نقطه رسد مسکین استاندر آنجا که قضا حمله کند/ چاره تسلیم و ادب تمکین استزادن و کشتن و پنهان کردن/ دهر را رسم و ره...

    ادامه مطلب
  • اشک تنهایی قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج میکند

  • نیلوبلاگ

    گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیمکه هوس می کردم سر سنگینم راکه پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارمآرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگیکه در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودمگفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟گفت: عزیزتر از...

    ادامه مطلب
  • دلم گرفته ای دوست...

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بستهام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... منز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی، به یاد آشنا منز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ستارهها نهفتم، در آسمان ابریدلم گرفتهای دوست ، هوای گریه با من...

    ادامه مطلب
  • تکه های زیبای شعر سام و زال و سیمرغ

  • نیلوبلاگ

    فرود آمد از ابر سیمرغ و چنگ/بزد برگرفتش از آن گرم سنگببردش دمان تا به البرز کوه/ که بودش بدانجا کنام و گروهسوی بچگان برد تا بشکرند/ بدان نالهٔ زار او ننگرندببخشود یزدان نیکیدهش/ کجا بودنی داشت اندر بوشنگه کرد سیمرغ با بچگان/ بران خرد خون از دو دیده چکانشگفتی برو بر فگندند مهر/ بماندند خیره بدان خوب چهر چنین داد پاسخ که گر تاج و گاه/ ببیینی و رسم کیانی کلاه فرامش مکن مهر دایه ز دل/ که در دل مرا مهر تو دلگسل...

    ادامه مطلب