فرشته نیستم، انسانم

متن مرتبط با «خرم آنکس که در این محنتگاه» در سایت فرشته نیستم، انسانم نوشته شده است

هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت

  • نیلوبلاگ

    هوای زمزمه هایتکجاست بارشی از ابر مهربان صدایت ؟/که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایتبه قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه/هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایتتهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت/چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایتچگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست/که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایتهزار عاشق دیوانه در من است که هرگز/به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایتدل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست/اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایتهنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟/که عشق را همه جان دادن ا...

    ادامه مطلب
  • و خدایی که همین نزدیکی است...

  • نیلوبلاگ

    اهل کاشانم/ روزگارم بد نیست/ تکه نانی دارم/ خرده هوشی/ سر سوزن ذوقی/ مادری دارم بهتر از برگ درخت/ دوستانی بهتر از آب روان/ و خدایی که در این نزدیکی است، لای این شب بوها/ پای آن کاج بلند/ روی آگاهی آب/ روی قانون گیاه.اهل کاشانم/ پیشه ام نقاشی است/ گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ/ می فروشم به شما/ تا به آواز شقایق که در آن زندانی است/ دل تنهایی تان تازه شود.من مسلمانم/ قبله ام یک گل سرخ/ جانمازم، چشمه/...

    ادامه مطلب
  • یکی این آقا محسن را جمع کند

  • نیلوبلاگ

    یکی این آقا محسن را جمع کندهمین طور دارد پهن می شود در سراسر عالم !سری داده و خواب را از سر تمام غفلت زده های عالم پرانده ، نظم و قاعده ی دنیا را به هم می ریخته، همه را خجالت زده حساب و کتاب و اعمال و رفتار خودش کرده است.شعله ای گرفته دستش، افتاده به دل اهالی دنیا. چپ و راست نمی شناسد، اصلاح طلب و اصولگرا، ایرانی و غیر ایرانی، مسلمان و غیر مسلمان نمی شناسد. همه را به خط کرده.از همه دارد جلو می زن...

    ادامه مطلب
  • خوشا آنکس که در گیتی طبیب است

  • نیلوبلاگ

    خوشا آنکس که در گیتی طبیب است/ زجان از بهر بیماران حبیب استچو با علم و هنر هر دم قرین است/ به دنیا لذت و عشقش همین استبدست آرد از آن شیرینی و کام/ نه آن شیرینی و شهدی که در جامدوای درد بیماران چه باشد؟/ طبیب حال بیماران که باشد؟هنرمندی که تلخی ها چشیده/ در این دنیا مرارت ها کشیدهلباس پاکی و تقوا چو پوشید/ کنون جام صبوری را بنوشیدبنی آدم اگر یابد ره خویش/ دما دم میکند درمان دل ریشبکوشد اندرین عالم شب و روز/ که در عالم بود شمع شب افروزنخواهد زین جهان مال و منالی/ بیابی در وجودش شور حالیبه دستانش ک...

    ادامه مطلب
  • خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان/ کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

  • نیلوبلاگ

    خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان/کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانانبر عقل من بخندی گر در غمش بگریم/کاین کارهای مشکل افتد به کارداناندل داده را ملامت گفتن چه سود دارد/میباید این نصیحت کردن به دلستاناندامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو/تا دامنت نگیرد دست خدای خوانانمن ترک مهر اینان در خود نمیشناسم/بگذار تا بیاید بر من جفای آنانروشن روان عاشق از تیره شب ننالد/داند که روز گردد روزی شب شبانانباور مکن که من دست از دامنت بدارم/شمشیر نگسلاند پیوند مهربانانچشم از تو برنگیرم ور میکشد رقیبم/مشتاق گل بسازد با ...

    ادامه مطلب
  • ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان/در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان

  • نیلوبلاگ

    ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهاندر گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسماناین بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرسهر لحظه ای نفس و نفس سر می کشد درلا مکان*************************زین شمع های سرنگون زین پرده های نیلگونخلقی عجب آید برون تا غیبها گردد عیانزین چرخ دولابی ترا آمدگران خوابی ترافریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران*************************ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شوای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبانهرسوی شمع و مشعله هرسوی بانگ و مشغلهکامشب جهان حامله زاید جهان جاو...

    ادامه مطلب
  • به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم

  • نیلوبلاگ

    به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شهیه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه ی بن بستیه کاری کن برای ما – یه مایی هنوزم هستبه من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارممن از احساس شک کردن به احساس تو بیزارمتو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاریتو هم شاید نمیدونی چه احساسی به من داریگریزی جز شکستن نیست منم مثل تو میدونمنگو باید برید از عشق نی میتونی نه میتونمبه من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارممن از احساس شک کردن به احساس تو بیزارمتو هم شاید شبیه من تو این ب...

    ادامه مطلب
  • با ادب باش که تکلیف جوانان ادب است

  • نیلوبلاگ

    باادب باش که تکلیف جوانان ادب است/فرقxa0 مابین بنی آدم وحیوانxa0 ادب استراحتِ روح زنان،زینت مردان ادب است/باادب باش که سرمایه ی خوبان ادب استآیه آیه همه جا سوره یxa0 قرآن ادب است/باادب باش که اندرهمه جا یابی راه در قیامت نشود روی سفید تو سیاه/همچویوسف به سرتخت برآیی ازچاهباادب باش که سرمایه ی خوبان ادب است/آیه آیه همهxa0 جا سوره ی قرآب ادب استگرتو خواهی که دلت دردوجهان شادشود/هه کس از سخنت خرم و دل شادxa0 شودخاطرت یک سره از رنج و غم آزاد شود/باادب باش که سرمشق جوانان ادب استآیه آیه همه جاxa0 سور...

    ادامه مطلب
  • خرم آنکس که در این محنتگاه/ خاطری را سبب تسکین است

  • نیلوبلاگ

    اینکه خاک سیهش بالین است/ اختر چرخ ادب پروین استگر چه جز تلخی از ایام ندید/ هر چه خواهی سخنش شیرین استصاحب آنهمه گفتار امروز/ سائل فاتحه و یاسین استدوستان به که ز وی یاد کنند/ دل بی دوست دلی غمگین استخاک در دیده بسی جان فرساست/ سنگ بر سینه بسی سنگین استبیند این بستر و عبرت گیرد/ هر که را چشم حقیقت بین استهر که باشی و زهر جا برسی/خرین منزل هستی این استآدمی هر چه توانگر باشد/xa0 چو بدین نقطه رسد مسکین استاندر آنجا که قضا حمله کند/ چاره تسلیم و ادب تمکین استزادن و کشتن و پنهان کردن/ دهر را رسم و ره...

    ادامه مطلب
  • اشک تنهایی قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج میکند

  • نیلوبلاگ

    گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیمکه هوس می کردم سر سنگینم راکه پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارمآرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگیکه در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودمگفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟گفت: عزیزتر از...

    ادامه مطلب
  • مرا خود با تو چیزی در میان هست/ و گرنه روی زیبا در جهان هست

  • نیلوبلاگ

    مرا خود با تو چیزی در میان هست/ و گر نه روی زیبا در جهان هستوجودی دارم از مهرت گدازان/ وجودم رفت و مهرت همچنان هستمبر ظن کز سرم سودای عشقت/ رود تا بر زمینم استخوان هستاگر پیشم نشینی دل نشانی/ و گر غایب شوی در دل نشان هستبه گفتن راست ناید شرح حسنت / ولیکن گفت خواهم تا زبان هستندانم قامتست آن یا قیامت/ که میگوید چنین سرو روان هستتوان گفتن به مه مانی ولی ماه/ نپندارم چنین شیرین دهان هستبجز پیشت نخواهم سر نهادن/ اگر بالین نباشد آستان هستبرو سعدی که کوی وصل جانان/ نه بازاریست کان جا قدر جان هست...

    ادامه مطلب
  • تکه های زیبای شعر سام و زال و سیمرغ

  • نیلوبلاگ

    فرود آمد از ابر سیمرغ و چنگ/بزد برگرفتش از آن گرم سنگببردش دمان تا به البرز کوه/ که بودش بدانجا کنام و گروهسوی بچگان برد تا بشکرند/ بدان نالهٔ زار او ننگرندببخشود یزدان نیکیدهش/ کجا بودنی داشت اندر بوشنگه کرد سیمرغ با بچگان/ بران خرد خون از دو دیده چکانشگفتی برو بر فگندند مهر/ بماندند خیره بدان خوب چهر چنین داد پاسخ که گر تاج و گاه/ ببیینی و رسم کیانی کلاه فرامش مکن مهر دایه ز دل/ که در دل مرا مهر تو دلگسل...

    ادامه مطلب